X
تبلیغات
رایتل

چندخطی

خیلی کوتاه و گذرا: مثل بازدم

جلسه خواستگاری بود و طبعا بساط میوه و چایی و شیرینی و شوخی‌های صدمن یه غاز بزرگان، قبل از اینکه بروند سر اصل مطلب، به راه بود. پسر هم با موهای فرفری ژل زده که معلوم بود تلاش زیادی کرده تا فرفری به نظر نیاید گوشه محفل نشسته بود و ذوقکی داشت که بلکم دست ِ پر از جلسه‌ی خواستگاری بیرون بیاید. دختر هم با نجابتی که  دلیلش دقیقا مشخص نبود به هیچ کس و هیچ چیز جز گل‌های قالی نگاه نمی‌کرد.

 بعد از این‌که رفتند سر اصل مطلب، پسر و دختر روانه تک اتاق خانه شدند، تا صحبت‌های جدی کنند و به جاهای خوبش برسند!  

 خلاصه... حرف خاصی زده نشد،‌ فقط اینکه دونفر در اندک‌-زمانی به هم علاقه‌مند شدند و به جاهای خوبش رسیدند و سال‌ها با هم زندگی‌ کردند.

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 27 مهر 1390ساعت 19:55 توسط mj m| 8 نظر|

Design By : Mihantheme