X
تبلیغات
رایتل

چندخطی

خیلی کوتاه و گذرا: مثل بازدم

گفت: آدم که نمی داند داستان فیلم چیست.بلکه میرود شخصیت ها را بشناسد

گفتم: می داند که بالاخره داستان دارد

گفت: بله. اما غرض اولی و اصلیش شناختن شخصیت و آدم جدید است

توی تاکسی آدمها حرفهای تکراری میزنند ، نه به این قصد که چیز جدیدی بفهمند، بلکه می خواهند همدیگر را بشناسند.

گفتم: بله. می خواهیم آدمها را بشناسیم. اما آدمها در موقعیتها و کنش ها و واکنشهاست که شناخته می شوند

گفت: اگر این را قبول داشته باشی آنوقت فیلم بدون داستان اصطلاحی هم می تواند فیلم باشد. فیلم شخصیت محور...

گفتم: اتفاقا شخصیتها در رتبه اهمیت بعد از داستان اند

یعنی آدم چون فکر میکند که فیلم داستانی دارد که –طبق تعریف داستان- می تواند او را از تعادل اولیه به تعادل ثانویه برساند می رود فیلم را ببیند. اما چون داستان بدون شخصیت پا نمیگیرد به شخصیتها هم گرایش پیدا می کند.

گفت: شخصیت!

گفتم: داستان!

دیگری از راه رسید گفت: فضا!

نوشته شده در دوشنبه 16 آبان 1390ساعت 12:10 توسط sed| 6 نظر|

Design By : Mihantheme